X
تبلیغات
رایتل

ویتون وب|اسکریپت|قالب وبلاگ|قالب وردپرس

ویتون وب|اسکریپت|قالب وبلاگ|قالب وردپرس

گمشـــــــــــــــده

بوسه

روزی مردی از کنار ساحل گذشت!

کودکی را دید ک دستانش را از اب پر می کند و انگاه تا نزدیک لبانش می اورد و بعد از چندی دستانش را از اب خالی کرده و دوباره این کار را تکرار میکند!

مرد نزدیک کودک رفت و گفت:مگر نمی دانی اب دریا شور است؟چگونه میتوانی انرا بنوشی؟ایا شوری انرااحساس نمیکنی؟

کودک ک از نادانی مرد متعجب شده بود گفت: مگر نمیدانی کار های کودکان در نظر بزرگسالان عجیب است؟

مرد پاسخ داد:بلی.کودک ادامه داد من فقط در حال بوسیدن دریا هستم!

این ها اشکهایی هستند ک ابر ها در فراغ گلها روی زمین ریخته اند!

می بینی!

انقدر گریسته اند  که هم گلها را نابود کرده اند و هم خودشان را!

ابر ها عاشقان واقعی اند!

ایا باز هم فکر میکنی این اب شور است!

مرد ک از حرف خود پشیمان شده بود سکوت کرد و از انجا دور شد!                       

[ پنج‌شنبه 31 مرداد 1392 ] [ 13:56 ] [ امیر ] [ 3 نظر ]